♥♥« یه غزیبـــــــــــه»♥♥

عشق رسوايي محض است كه حاشا نشود

 

عاشقي با اگر و شايد و اما نشود

 

من فقط روبه روي گنبد تو خم شده ام

 

كمرم غير در ِ خانه ي تو تا نشود

 

هرقدر باشد اگر دور ِ ضريح تو شلوغ

 

من نديدم كه بيايد كسي و جا نشود

 

امن تر از حرمت نيست ، همان بهتر كه

 

كودكِ گمشده در صحن تو پيدا نشود

 

من دخيل ِ دلِ خود را به تو طوري بستم

 

كه به اين راحتي آقا گره اش وا نشود

 

امتحان كرده ام اين را حرمت ، ديدم كه

 

هيچ چيزي قسم حضرت زهرا نشود

 

آخرش بي برو برگرد مرا خواهي كُشت

 

عاشقي با اگر و شايد و اما نشود


mylove22 |11:40 | سه‌شنبه 26 شهریور 1392 | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید